فصل بيست و هفتم
حقوق و جامعهشناسي
(نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم)
توجه. تنها يادداشتهاي اصلي در اين فصل آمده است. كارهاي حقوقي و جامعهشناسي بسياري ديگر، كه كار اصليشان در زمينههاي ديگري بوده، در ساير فصلها ذكر شده است. براي بررسي كلي حقوق و جامعهشناسي در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم،
¿ قسمت ((يج)) از فصل پانزدهم.
اطلاعات بيشتر در مورد افراد مذكور در آن قسمت را به كمك فهرست پايان كتاب بهآساني ميتوان بهدست آورد.
الف. اسلام
1. مغرب
موسي (دوم) ابنزيان
ابو حمو موسي (دوم) ابن يوسفبن زيان عبدوادي، فرمانرواي الجزاير از سال 1352م/ 753 ه ق تا 1386م/ 778 ه ق موٴلف رسالهاي عربي در باب سياست و ادارهٴ كشور.
موسيبن يوسف از آخرين شاهان سلسلهٴ زياني (1235ـ1393م/ 632ـ795 ه ق) بود، كه پايتختشان در تلمسان قرار داشت. اين شاهان از بنوعبدواد بودند، كه بخشي از قبيلهٴ معروف بربر به نام زناته بود و به نام جدشان زيان، بنوزيان ناميده ميشدند.
رسالهٴ او واسطاتالسلوك فيسياسةالملوك نام دارد و در 4 بخش است: 1) توصيههايي در باب عدل و انصاف، شامل توصيههايي براي جلب رضايت زيردستان و سربازان؛ 2) چهار ركن سلطنت: عقل، حسن تدبير، عدل، تركيب زر و زور؛ 3) چهار خصلتي كه نشانه و وسيلهٴ عظمت شاه است: شجاعت، آزادگي، گذشت و بخشندگي؛ 4) قيافهشناسي بهعنوان وسيلهاي براي ادارهٴ امور؛ خاتمه.
كتاب خطاب به پسر اوست و براي او نوشته شده تا انساني خوب و سلطاني دادگر و نيرومند شود.